تبلیغات
Just Zeynab:) - :) یه خاطره دیگه از زلزله
یهوبارم بازخواب بودیم یهودیدم زمین تکون میخوره فهمیدم زلزله ساقامنم ترسیدم یهو طی یه حرکت انتحاری پریدم موبایل روزدم زیربغل پریدم بیرون یهو حین دررفتن دم در یادم اومدیه چیزی درست نیس یکیمون کمه یادم اومد نامزدمو  نبردم همرام خخخ بیچاره خواب موتده بود بیدارش نکرده بودم منم که دیدین خیلی بااحساسم ازهمون دم در عربده زدم .......دررو زلزله اومده وباز د برو که رفتیم الفرار

نامزدم  هنوزمیگه بیچاره من که گیرتوافتادم قیمت پوست پیازادمومیفروشی خخخ




تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : MariwO.O:) | ---