تبلیغات
Just Zeynab:) - خاطره :)
چن سال پیش اتوبوسا خیلی مقید نبودن که حتما فقط تو ایستگاه درو باز کنن اگه مثلا نزدیک ایستگاه چراغ قرمز میشد یا تو ترافیک میموند به راننده میگفتی درو باز کنه باز میکردن مشکلی نداشتن ومسافر میتونست جلوتر پیاده شه اما این مربوط به زمانی میشه که تازه شروع کرده بودن به سختگیری که راننده ها به هیچوجه نباید قبل از ایستگاه مسافر پیاده میکردن وهنوزم یه عده خبر نداشتن و به روال قدیم عادت داشتن اتوبوس داشت میرسید به ایستگاه یه خانم مسنی از ته اتوبوس اروم اروم اومد جلو در وایساد معلومم بود پا درد داره به سختی راا میرفت از شانس این بنده خدام چن متر پایینتر از ایستگاه چراغ قرمز شد این خانمم یه خورده صبر کرد اخر شروع کرد خیلی مودبانه خواهش تمنا که اقای راننده لطفا دره عقبو باز کن من پیاده شم مادرراننده اصلا توجهی نکرد دوباره چن ثانیه بعد پیرزن مودب، مادر جان خیر از جوونیت ببینی درو بزن .باز راننده محل نذاشت بقیه مسافرام هی میگفتن اقا درو بزن این یه کلمه حرفم نمیزدکلا لال شده بود حتی لااقل نمیگفت نمیزنم ! دوباره پیرزنه خیلی مودب پسرم پیر شی الهی من پام درد میکنه نمیتونم سر پا وایسم درو بزن پیاده شمچن دقیقه این بنده خدا در کمال ادب به التماسش ادمه داد اخر دید راننده گوشش بدهکار نیست یهو کلا شد یه شخصیت دیگهپیرزن خیلی مودب :الهی درد بگیری گوساله درو وا کنقیافه مسافراالهی خبرت بیاد الهی خیر از جوونیت نبینی اینجا دیگه کلا دعاهای قبلیشو پس گرفته بود اخرشم دو سه تا فحش ابدار مردونه خفن بار راننده کرد راننده لال شانس اوورد بالاخره اتوبوس رسید ایستگاه چون کار داشت به جاهای خیلی خیلی باریکی میکشید

تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1396 | 12:45 ب.ظ | نویسنده : MariwO.O:) | ---