تبلیغات
.
خـــاطراتـــ یکــ الههـ کهکشـــــــانیــــ

پست ثابت

جمعه 1 مرداد 1395 03:31 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
 cafe-webniaz.irسلومــ بچه ها 
 cafe-webniaz.irمنــ  مریمـ ساداتـ  هستمـ 
 cafe-webniaz.ir بهـ وبمـ خوشـ اومدید... 
 cafe-webniaz.irاینـ وبلاگـ یکسریـ قوانینـ دارهـ که باید حتمنـ اونا رو رعایتـ کنید 
cafe-webniaz.ir 1- کپیـ -----> ممنوعـ 
cafe-webniaz.ir 2- ورود بیـ  جنبه ها------> ممنوعـ 
cafe-webniaz.ir 3- توهینـ  ------> ممنوعـ 
cafe-webniaz.ir 4- نظر نشــــهـ فــراموشـ
cafe-webniaz.ir 5- هکر نامحترمـ خواهشـ میکنمـ هکـ نکنـ ... 
cafe-webniaz.ir 6- با تبادلـ لینکـ همـ موافقمـ 
cafe-webniaz.ir 7- ورود هرگونهـ هوو و رقیبـ عشقیـ ممنوعهـ 
cafe-webniaz.ir 8- نویسندهـ همـ قبولـ میکنمـ 
cafe-webniaz.ir 9- ورود پسرا یا آقایونـ مطلقاً ممنوعـ
 cafe-webniaz.irاگهـ اینـ قوانینـ رو قبولـ کردید خوشـ اومدید
 cafe-webniaz.ir اگهـ نهـ اونـ دکمهـ ضربدر رو بزنـ از وبمـ خارجـ شو 
 cafe-webniaz.irدیگهـ حرفیـ نیسـ .. 
 cafe-webniaz.irفدایـ همتونـ 
بایـــــــــــــــــــــــــــــــ  




دیدگاه ها : نظرات خون آشامی
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 آذر 1395 12:22 ب.ظ

نبودنت...

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 08:51 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*
ارزش بودنت را !!!

همیشه...

از اندیشه ی یک لحظه نبودنت میتوان فهمید


images?q=tbn:ANd9GcQ0weAIRLrlCR0NRPLeDs7



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 09:41 ب.ظ

خبر

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 08:19 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Image result for ‫عکس متحرک گریه دختر‬‎
سلام 
خوبید 
منم خوبم 
تولد نرگس عشق عاطفه مبارک باشه امیدوارم موفق باشه 
ببخشید نمیتونم بیام وب نظر بدم
نه عاشق کسی بودم نه عشق کسی بودم عقده ای هم نیستم نیازی به عشق ندارم نه حسودی میکنم بخاطر این چیزا نه هیچی کلن نسبت به هیچی احساسی ندارم و نخواهم داشت. 
از کسی هم توقع ندارم نیاز هم به نظر ندارم خواستید نظر بدید نخواستید هم ندید مهم نیست من به بی محلی کردن آدما عادت دارم در ضمن فقط اومدم بگم 
این وب تا تولد خودم  آپ نمیشه 
البته میدونم واسه کسی مهم نیستا نه خودم نه وبم نه تولدم 
ولی امکان10 درصد شاید واسه تولدم بیام  
نیازی هم به تولد گرفتن تو وبتونم ندارم 
کاری هم باهاتون ندارم 

پس یادتون باشه این وب تا اطلاع ثانوی آپ نمیشه 
فعلن بای 
حوصله موصله ندارم ... 
 



دیدگاه ها : --
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 11:07 ق.ظ

--

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 08:15 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Image result for ‫نیاز به کسی ندارم‬‎Image result for ‫نیاز به کسی ندارم‬‎Related imageImage result for ‫نیاز به کسی ندارم‬‎Image result for ‫من نه عشق کسیم‬‎Related imageImage result for ‫من نه عشق کسیم‬‎Image result for ‫من نه عشق کسیم‬‎Image result for ‫من نه عشق کسیم‬‎Image result for ‫من نه عشق کسیم‬‎



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 10:21 ق.ظ

...

جمعه 1 اردیبهشت 1396 08:56 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*

گـریه” آخـریـن چیزیست کہ بـاقی میمـانـد …


و “بـغـض” یکی مـانـده بہ آخـری …


و “امیـد” پیش از بـغض میتـرکـد .





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 09:41 ب.ظ

ادعای بی تفاوتی...

چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:01 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*
ادعایِ بی تفاوتی سخت است....

آن هم

نسبت به کسی که

زیباترین حس دنیا را با او تجریه کرده ای....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 09:04 ب.ظ

آغوشت...

دوشنبه 28 فروردین 1396 08:53 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*
غــــــــــــــــــــــصه مراکــــــــــــــــــــــــــــشت...!!!


وقتی دیــــــــــــــــــــــدم ،


دست به سینه ایستاده ای !!!


من تمام راه را برای آغـــــــــــــــــوشت دویــــــــــــده بودم ... !

Naghmehsara04




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 08:55 ب.ظ

...

یکشنبه 27 فروردین 1396 09:12 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
سلووم 

از همــــتون دلخـــورم 

دیروز این همــه خاطره گذاشتـــــــم کسی سرنزد 

نه کسی نظـر داد .. 

میخواستـــم رمــآن رو شـــروع کنم ولی دیگـه متاسفم 

دیگــــــه وبم آپ نمیکنــــم 

اصـــــلن دیگــه به وب هیچکدومتـــونم سر نمیـــزنم دیگه نظر نمیدم ... 

مثـــــــــل خودتون 

بـــــــای بـــرای همیشـــــــــــه 





دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 فروردین 1396 09:17 ق.ظ

رفت...

شنبه 26 فروردین 1396 08:49 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*

من از چشمات دل کندم
با اینکه زندگیم بودی
میدونستم یه روزی میری
ولی نه به همین زودی
من از رویات خط خوردم
من از چشمه تو افتادم
چقد اسون دل کندی
چه راحت بردی از یادم

به دنیای تو وابستم
ولی رد میشیم از حسم

باید باور کنم رفتی؟
میدونم اخره قصه ست.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 08:50 ب.ظ

خاطره

شنبه 26 فروردین 1396 09:02 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
یکی از دوستای خانوادگی مون تازه بینی شو عمل کرده بود.
با شوق و ذوق هم میگفت کار دکترش خیلی خوب بوده و راضیه.
قرار شد وقتی رفت دکتر و خواست پانسمانشو عوض کنه چند تا عکس بگیره از بینیش که ببینیم چطوری شده؟

چند وقت بعدش اومد خونه ما. هنوز چسب رو بینیش بود.
گفتم عکس گرفتی؟
گفت اره. بیا ببین. هم مال قبل از عمله، هم مال بعدش.
گوشی شو داد دستم. داشتم نگاه میکردم. اونم هی میگفت میبینی؟
منم با اعتماد به نفس گفتم اوووه. اره. چقدر بد بوده.
یهو گفت این که عکس بعد از عملمه.
هول شده بودم. نمیدونستم چطوری درستش کنم. آخه خدایی دماغش اصلا تفاوتی نکرده بود. گفتم اره میدونم. قبلیه رو گفتم.
گفت اره. دیدی.
بعد زد عکس قبلی. با تعجب گفت اینو میگی؟ اینم که مال بعد از عمله.

یعنی فقط میخواستم زمین دهن باز کنه و منو ببلعه.

همین دوستمون تازه نامزد کرده بود. اومد خونه مون. گفتم عکسای پسره رو بده ببینیم.
گوشیشو داد دستم.
دیدم یه اقای جا افتاده و نیمه تاسه. فکر کردم پدر شوهرشه.
چند دقیقه بعد پرسید دیدی عکسشو؟
گفتم نه. ندادی که.
گفت چرا.
گفتم پدرشوهرت رو دیدم ولی نامزدت تو عکس نبود.

وقتی فهمیدم عکس نامزدش بوده نه پدر نامزدش، نمیدونستم چجوری قضیه رو جمع و جور کنم.

البته نامزدیشون به هم خورد ولی من هر وقت میبینمش خجالت میکشم.



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 09:03 ق.ظ

خاطره

شنبه 26 فروردین 1396 08:57 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
این برای هجده سالگیمه !!
داشتیم با دختردایی هفت سالم قایم باشک بازی میکردیم...من چشم گذاشتم ... بعد دیدم صدایِ درِ دستشویی اومد و قفل شدنش ... ما تو دستشویی هم سابقه داشته که قایم بشیم ... تو دلم گفتم فکر کرده دروُ قفل کنه من شک میکنم که کسِ دیگه ای رفته اون تو و نمیرم سُراغِش از این خنده های شیطانی هم تهِ فکرم زدم ... خلاصـه من تا 20 شمردم و یه راست رفتم سمتِ درِ wc ... در زدم و گفتم : خودت بیا بیرون ؛ دروُ قفل کردی که نفهمم این تویی مثلاً؟!

.

.

.

صدایِ پدربزرگم از سرِ چاه اومد که گفت : منم ... اینجا نیستش 
من 



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: - -

خاطره

شنبه 26 فروردین 1396 08:55 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
من خیلی بچه بودم یادم نمیاد ولی بزرگترا تعریف میکنن و میخندن

میگن مامانم حامله بوده و یکی از فامیلامون میمیره من فقط شنیدم باید یواش یواش به فلانی(یعنی مامان من)موضوع رو بگن که هول نکنه
منم رفتم در گوش مامانم و گفتم زهرا خانم مرد


فک کنم دقیق نگرفتم منظورشون این نبوده که برو یواشکی در گوشش بگو



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 08:55 ق.ظ

خاطره

شنبه 26 فروردین 1396 08:49 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
دوستم دلش گرفته بود... منم شروع کردم به دلداری دادن ...ببین عزیزم این روزا میگذره باید قوی باشه و به خودت بیا و به درک ک رفته و ازین چرت و پرتا حسابی رفته بودم تو حس کلمات قلمبه سلمبه و ازین قرتی بازیا ... یهو درومدم گفتم ببیییین چارلی چاپلین ی جمله گفته خییلی قشنگه گفته:گفته که اوم(مکث)اع (همچنان مکث) آقاااا دیدم هرررچی فکر میکنم یادم نمیادگفتمم ببین چارلی چاپلین ی جمله ی خیلی خیلی قشنگ گفته ولی من الان یادم نمیاد خلاصه وسط گریه زد زیر خنده تا میتونسیم خندیدم دلش باز شد اصن 


دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 08:50 ق.ظ

فراموشی...

جمعه 25 فروردین 1396 08:42 ب.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*

دلــــــــــم برا روزایی که نمیشناختمت تنگ شده!!!

روزایی که بهم میگفتیم شما!!!

روزایی که دسته همو نمیگرفتیم از خجالت!!!
روزایی که اگه میخواستیم بغله هم بشینیم یه وجب بینمون فاصله بود!!!
روزایی که اسمه همو بی دلیل صدا میکردیم تا اون (جانم) رو بشنویم!!!
روزایی که از یه ثانیه بعدمون خبر نداشتیم ولی برا چند ماهه بعدمون حرف میزدیم!!!

روزایی که از کجا تا کجا میرفتیم تا فقط چند دقیقه همو ببینیم!!!
روزایی که هرروز از هم میپرسیدیم چقدر دوسم داری؟؟؟ تنهام نمیزاری؟؟؟

روزایی که اسمه همدیگرو همه چی سیو میکردیم جز اسم خودمون!!!
روزایی ک تو بارون منتظرت بودم!!
روزایی کـــــــــه…..
کاش هیچوقت نمیشناختیم همو!!!
من که باختم!!! توام باختی؟!! کی برده پس؟؟؟
این دنیای نامرد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

روز پدر

یکشنبه 20 فروردین 1396 12:21 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
تقدیم به پدری  که ندارم.....

میان تمام نداشتن ها دوستت دارم ... 
شانس دیدنت را هر روز ندارم ...

تقدیم به پدری که ندارم.....

میان تمام نداشتن ها دوستت دارم ... 
شانس دیدنت را هر روز ندارم ...
ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میكند حق شنیدن صدایت را ندارم...
ولی دوستت دارم...
وقت هایی كه روحم درد دارد و میشكند شانه هایت را برای گریستن كم دارم...
ولی دوستت دارم...
وقت دلتنگی هایم , آغوشت را برای آرام شدن ندارم ...
ولی دوستت دارم ....
آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و میان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم...
دوستت دارم  پدرم.....



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 12:22 ب.ظ

اگه ...

شنبه 19 فروردین 1396 11:26 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Image result for ‫اگه من بمیرم‬‎



دیدگاه ها : برو ثابت بگو
آخرین ویرایش: - -

نویسنده جدید وارد میشود!

جمعه 18 فروردین 1396 03:23 ق.ظ

نویسنده وبم : -*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*

 سلام ملت 
 من یعنے مهتابِ مهتاب ها ماہ آسموטּ ها 
 بـہ عنواטּ نویسنـבہ بـہ این وب وارב شـבم! 
 این جا هم از چیزایے ڪـہ آجے گلم،یونا(مـבیر وب) بهم اجازہ میـבہ براتوטּ آپ میڪنم! 
 בرضمن من פֿـوבم یڪ وبلاگ בارم ڪـہ פֿـوش פـال میشم بهش سر بزنیـב! 
 وبم بین لینڪ ها هست اما بازم آבرس رو میـבم! 
 براے این ڪـہ بیاے وبم روے عڪس پایینے ڪلیڪ ڪن!
 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

My Love F

چهارشنبه 16 فروردین 1396 11:48 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F

Just My Love F



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 فروردین 1396 12:55 ب.ظ

...

سه شنبه 15 فروردین 1396 09:49 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Image result for ‫این لحظه چند‬‎

Image result for ‫این لحظه چند‬‎

Image result for ‫این لحظه چند‬‎
Image result for ‫این لحظه چند‬‎
Image result for ‫این لحظه چند‬‎Image result for ‫این لحظه چند‬‎



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 فروردین 1396 09:53 ق.ظ

من اومدم

دوشنبه 14 فروردین 1396 09:09 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
ســـــــــــــــــــــــلام 

ســـــــــــــال نوتون مبــــــــــــــــارک 

ایشــــــــاله ســـــال خوبی داشـــــــــته باشیـــــــــد 

دلم براتون تنگ شده بود 

فقط خواستم ابراز وجـــــــــــــودی کنم ... کــــــــــه زنده ام 

همیــــــــــــن 

بــــــــــــــــــای 



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 فروردین 1396 09:12 ق.ظ

تولدت مبارک سایه جونم

جمعه 27 اسفند 1395 08:42 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه

برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه

تو اومدی به دنیا،تو قلب من نشستی

خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی

منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم

امروز تولد توست،از ته دل می خونم

تولدت مبارک،مبارک و مبارک

تولدت مبارک،مبارک و مبارک



عکس و تصویر امشب تولد عشقمه ولی پیشم نیست عزیزدلم تولدت مبارک سایه سرم
Image result for ‫سایه تولدت مبارک‬‎

پلک جهان می پرد

دلش گواهی میدهد

امشب اتفاقی می افتد

و

فرشته ای از آسمان فرود می آید


امروز פֿـورشیـב شاבمانـﮧ ‏تریـטּ طلوع פֿـواهـב ڪرב و בنیا رنگ בیگرےפֿـواهـב گرفت

قلبها بـﮧ مناسبت آمـבنت פֿـوشامـב פֿـواهنـב گفت

فرشتـﮧ آسمانے سالروز زمینے شـבنت مبارڪ ...


عسیس دلم تولدت مبارک


ای زیباترین ترانه هستی

بدان که شب میلادت برایم ارمغان خوبیها و زیباییهاست

پس ای سرکرده خوبیها میلادت مبارک . . .


عزیزم آهنگ صدایت با به دنیا آمدنت زیبا ترین ترانه زندگیم

نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است

پس با من بمان تا زنده بمانم ... تولدت مبارک . . .



همیشه دنبال یه بهونه بودم که یه حرفی بهت بزنم

اما امروز خود بهونه اومده سراغم

سالگرد تولدت مبارک عزیزم

تولد بهونه من هم مبارک

دوستت دارم . . .
 


فارسی : تولدت مبارک!
فرانسوی : Joyeux anniversaire

ایتالیایی : Buon compleanno

آلمانی : Herzlichen Glückwunsch zum Geburtstag

هندی : जन्मदिन मुबारक हो

عربی : عید میلادسعید

ژاپنی : 誕生日おめでとう

چینی سنتی : 生日快樂

چینی ساده : 生日快乐

یونانی : Χρόνια πολλά

ترکی : Doğum Günün Kutlu Olsun

اسپانیایی : Feliz cumpleaños

روسی : С Днем Рождения

رومانی : La mulţi ani

ویتنامی : Chúc mừng Sinh nhật

اوکراینی : З Днем Народження

انگلیسی : Happy Birthday

اینم تبریییییک با زبانای مختلف


تولد تو آغازیست برای یك دنیا مهربونی

 

تولد تو همه خوبیهاست

 

تولد تمام زیباییهــــــــــــای زندگی

 

امروز روز تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوست

 

امروز برایت زیباترین گلهای دنیا را خواهم آورد هر چند تو مهربانتر از همه آنهایی

 

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه كسی چشمهای تو را رنگ كرده است

 

ه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی را بزاید ؟

 

فرشته ای فقط در قالب یك انسان !

 

فقط ساده می توانم بگویم

 

تولدت مبارك

 





دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 08:59 ب.ظ

تولد آجی سارا (ببخشید دیر شد )

شنبه 21 اسفند 1395 10:40 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Image result for ‫سارا جان تولدت مبارک‬‎
Image result for ‫سارا جان تولدت مبارک‬‎

سارای عزیزم به اندازه تمام کسانی که نمیشناسم دوستت دارم و سبدی از گلهای یاس و پونه با یه

آسمون ستاره تقدیم تو به خاطر تولد زیبایت.

سارا تولدت مبارک

تقدیم میشود به بهترین دوستم سارا: 

زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت

تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد گل یاسمنم تولدت مبارک

کیک تولد که روش نوشته شده سارا تولدت مبارک

سارا جان ای عزیز تر از جانم میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل  بست

و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است

وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم

عزیزم تولدت مبارک

تولد سارا جون

روز تولد تو روز نگاه باران بر شوره زار تشنه بر این دل بیابان .. روز تولد تو گویی پر از خیال است یاس و کبوتر و باد در حیرت تو خواب است " تولدت مبارک سارا گلی

عکس تولد سارا

تولدت مبارک سارا جونم

کیک تولد نوشته شده اسم سارا




دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 10:45 ق.ظ

تولد آجی ریحانه

شنبه 21 اسفند 1395 10:37 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
Related image
Image result for ‫ریحانه تولدت مبارک‬‎

آغاز بودنت مبارک

امروز خورشید درخشان‌تر است


و آسمان آبی‌تر

نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد

و پرنده آواز جدید می‌سراید

امروز بهاری دیگر است

در روز تولد مهربان‌ترین

در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است

امروز را شادتر خواهم بود

و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد

جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد

تمامی گلها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرود

ای مهربان‌ترین

آغاز بودنت مبارک

تمام زندگیم تولدت مبارک



لبخند زدی و آسمان آبی شد/ شب های قشنگ مهر مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت / تا آخر عمر غرق بی تابی شد …
تولدت مبارک عزیزم




دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 10:40 ق.ظ

آپ

چهارشنبه 18 اسفند 1395 02:30 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
سلام دوستانم 

حــــس و حـــــال آپ کردنـــم نمیــــاد با عـــرض پــــوزش از هــــمه دوســـــتاااااااان 

تا اطـــلاع ثانــــوی آپ نمیکنــــــــم 

فعلـــــن دوســـــــــــتان 



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اسفند 1395 02:32 ب.ظ

..

شنبه 14 اسفند 1395 04:59 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
سلام بچه ها 

من اومدم فقط همیــن 

حالم تا حدودی خوبه 

بچه ها ببخشید نگرانتون کردم 

دوستتون دارم 

بارانا ببخشید نتونستم تو وبم برات تولد بگیرم شرمنده 

همین

خداسعدی 





دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: شنبه 14 اسفند 1395 05:16 ب.ظ

346

دوشنبه 9 اسفند 1395 11:58 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
دانشجو بودیم .کلاس اقتصادبا یه استاد جوان داشتیم .بعداستاد محور مختصات رسم کرده بود و هی نقط Aرو به نقطه Bوصل میکردتا اینکه به نقطه j رسیدو به صورت عامیانه گفت اینم نقطه جیش..خلاصه ماهم از استاد سوتی گرفتیم در گوشی به دوستم گفتم استاد گفت جیش نگو استاد هم تیز صدارو شنید بعدباحرص دوباره تکرارکرد اینم نقطه جی اش.


دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 اسفند 1395 11:59 ق.ظ

345

دوشنبه 9 اسفند 1395 11:55 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
ه بارم بچه بودم در توالتمونو که خراب شده بود داییم طی یک حرکت ابتکاری طوری درست کرد که به داخل باز بشهخلاصه پسرداییم که ازش حسابم میبردیم دستشویی بودمنم بیخبر...همون موقع فشارزیادی احساس کردم و با تمام قوا به سمت دستشویی یورش بردم طوری که هیچی جلودارم نبود..نه تحقیقی ..نه فکری..کسی هست ..نیست ..فقط دویدم و با شدت خودمو به در دستشویی زدم که دیدم صدای ناله و فریادی بلندشد و متعاقب با آن صدای خوردن آفتابه به در و دیوار اومدو فهمیدم که تو خونه فقط پسردایی غایب بود و حتما خود عصبانیشه...اون موقع یه پسرداییم دیگم سه سالش بود..دیگه دستشویی داشتن یادم رفته بود و ترس و لرز گرفتم ورفتم به پای اون داداش کوچیکه افتادم که اگه اومد گردن بگیره بگه من بودم چون کوچیکه کاریش نداره...اونم خوش قلب قبول کرد گردن بگیره ومنم خیالم راحت شد دیگه.. پسرداییم خیس و عصبانی اومد گفت کی بود...منم گفتم این کوچیکه بود..بعد با یه تشری بهش گفت تو بودی ...اونم ترسید گفت نهههه این بود...منو نشون داددیگه یادم نمیاد چه کرد ولی این خاطره لودادنش تو ذهنم موند


دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 اسفند 1395 11:57 ق.ظ

344

یکشنبه 8 اسفند 1395 09:24 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
تو اتاقم بخاری برقی روشن‌کردیم خواهرم بالشو چسبوند بهش و از اتاق رفت بیرون. بعد از یه مدت دیدیم بو میاد بعد فهمیدیم رو بالشی داره میسوزه یکم‌چروکیده شد فقط خدا رو شکر 

بعد از به مدت مامانم گفت اون بخاریو وردار بزار رو میز پاتون میسوزه 
گفتم بیخیال بابا نمیسوزه واسه چی بسوزه
گفت من میگم بزارش رو میززززز
گفتم نهههه من حوصله ندارمممم

مامانمم اومد مثلا حرص بخوره گفت دلم میخواد پاتون بسوزههههه جیگرم کباب شه !!!!!!!!! 
بین جیگرم حال بیاد و دلم خنک شه گیر کرده بود 



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 اسفند 1395 09:26 ق.ظ

343

یکشنبه 8 اسفند 1395 09:18 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
یکی از آشناها قبل از انقلاب تو راهپیمایی شرکت میکرده و خیلی خمینی رو دوست داشته. یهو بلندگو رو میگیره داد میزنه میگه : خمینی خمینی  خدا به قربان توسریع بلندگو رو از دستش میگیرن


دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 اسفند 1395 09:19 ق.ظ

نشرش کنید

شنبه 7 اسفند 1395 01:53 ب.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: - -

...

شنبه 7 اسفند 1395 10:37 ق.ظ

نویسنده وبم : My Love Just F
[http://www.aparat.com/v/qNuc2]



دیدگاه ها : ---
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...